بهزیستی آمل برای فرزند شهیدش سالگرد گرفت

 بهزیستی آمل برای فرزند شهیدش سالگرد گرفت

آمل امروز:

۳۸ سالگرد شهید سیف الله شیعه زاده در بهزیستی آمل برگزار شد.

مراسم پر فیض زیارت عاشورا همراه با اطعام دهی ویژه کودکان منطقه کم برخوردار اسپیاری در پایگاه اورژانس اجتماعی بهزیستی با حضور حسین زاده معاون امور اجتماعی و فرمانده پایگاه مقاومت بسیج شهید محلاتی بهزیستی مازندران، سرهنگ اکبریان جانشین فرماندهی سپاه ناحیه آمل، محمودی رئیس اداره حراست بهزیستی مازندران، سرهنگ اسماعیلی راد فرمانده بسیج ادارات آمل، اسفندیاریان رئیس اداره بهزیستی شهرستان و کارکنان برگزار شد.

شهید سیف الله شیعه زاده متولد دهم شهریور سال  ۱۳۴۸ در روستای ولم  از توابع بخش سرخ‌رود بود که در کودکی مادرش را از دست داد و پدرش بعد از ازدواج مجدد،ابتدا رقیه ۴ ساله و شش ماه بعد هم سیف الله ۲ ساله را به بهزیستی سپرد.

وی و خواهرش به مدت ۷ سال در بهزیستی آمل زندگی کرده و بعد به بهزیستی مشهد انتقال یافتند و طی این سال‌ها  حتی یک بار  خانواده‌ و بستگان به دیدن آن ها نیامدند. در واقع شهید تا زمان حیاتشان برادر و خواهر خود را ندیده بود. در پرورشگاه بهزیستی مشهد به مدت یک سال نگهداری شدند که بعد دختران را به پرورشگاه تهران انتقال دادند و پسران را به تربت‌حیدریه،که شهید سیف‌الله نیز همراه آنها بود.

بعد از دو سال پدر،دخترش را به خانه آورد و سیف الله را از تربت حیدریه به آمل آورد و سر پرستی او را به عموی سیف الله سپرد.

شهید بعد از دو سال زندگی در کنار عمو،در سن ۱۴ سالگی به جبهه رفت و در جواب نارضایتی پدر، پاسخ داد:

« پدرم سر من که از سر امام حسین(ع) بالاتر نیست.»

وقتی برای آخرین بار به مرخصی آمد با خواهرش رقیه روی یک بالش دراز کشید و تا صبح از خاطرات پرورشگاه گفتند و خندیدند و گریستند.

بعد از یک ماه از رفتنش،ماموران سپاه به روستا آمدند و از خانواده جویای سیف الله شدند. و بر این گمان بودند که او از جبهه فرار کرده اما کسی از او خبری نداشت.

بعد از یک ماه مفقودی،همرزمانش وی را  در جاده سرورآباد یکی از روستاهای شهر مریوان از استان کردستان به همراه همرزم شهیدش که از شهرستان تنکابن بود، پیدا کردند که بدست منافقان کومله به شهادت رسیده بودند.

این شهید کوچک بیسیمچی،بعد از دستگیری،کدها و مدارک همراهش را بلعید و منافقان که تیرشان به سنگ خورد با آتش سیگار و کابل داغ و آب جوش او را شکنجه کردند و شکمش را دریدند و سپس به گردنش تیر خلاص زدند طوری که بعد از برگرداندن پیکر شهید به محل زندگی اش،هنوز تاولها و آثار شکنجه شدید روی بدنش وجود داشت.

و در آخر،چیزی که به عنوان خبرنگار مرا واقعا متاثر کرد این بند از وصیت شهید بود:

«به آن برادر و خواهری که در عمرم ندیدم، بیاورید بر سر مزارم تا کمی برایم زاری کنند.» و این امر پس از شهادتش بر سر مزار شهید تحقق یافت.

مزار این شهید والا مقام در شهرستان محمود آباد و در گلزار شهدای روستای تازه آباد واقع است.

 

م مشایی

Related post